السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
41
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
نماز ، علاوة بر اجزاى خارجي ياد شده ، داراى جزء صوري است كه با تكبيرة الاحرام حادث مىشود وتا سلام استمرار مىيابد . حج از نوع دوم است ؛ چه اينكه حج عبارت است از مجموعه اجزا ( اعمال ومناسك ) متباين وجدا از يكديگر با يك ملاك كه با انجام دادن همهء آن اعمال ، آن ملاك محقق مىشود . در گونهء نخست ، به أموري كه با داخل شدن ميان اجزاى مركب ، هيئت اتصالى ( جزء صوري ) آن را بر هم مىزنند وجزء بعدى را از قابليت انضمام به جزء قبلي خارج مىسازند ، قواطع گفته مىشود 2 كه از آن در فقه در باب صلات ودر أصول ، بحث استصحاب سخن گفتهاند . الف . فقه : قواطع نماز دو قسم است : 1 ) . موجب بطلان نماز مىشود ؛ خواه عروض آن از روى عمد باشد يا سهو ، مانند حدث . 2 . در صورت عروض آن از روى عمد ، موجب بطلان نماز مىشود ، مانند نهادن دست راست بر دست چپ در حال قيام ( - - ) تَكَتُّف ) ، پشت كردن به قبله ( - - ) قبله ) ، سخن گفتن به دو حرف يا بيشتر ، قهقهه ، فعل كثير ( - - ) فعل كثير ) ، گريستن براي أمور دنيوي وخوردن وآشاميدن در اثناى نماز . البتة در بعضي أمور ياد شده اختلافاتى وجود دارد 3 - - ) نماز ) . ب . أصول فقه : در مركب شرعي همچون نماز ، أموري به عنوان قواطع وأموري ديگر ، از قبيل پوشيدن لباس تهيه شده از حيوان حرام گوشت ، به عنوان موانع بر شمرده شدهاند . كلمات اصوليان در تفاوت قاطع با مانع مختلف است . برخى گفتهاند : مانع عبارت است از چيزى كه وجود آن از تأثير ماهيت جلوگيرى مىكند ؛ از اين رو ، عدم آن به منزلهء شرط است وقاطع عبارت است از چيزى كه وجود آن از بين برندهء هيئت اتصالى است واز تأثير جزء صوري - ونه ماهيت - جلوگيرى مىكند . 4 بنابر اين ، در مانع ، تقيّد به عدم آن در مأمورٌبه اخذ شده ودر ملاك آن دخيل است ؛ در حالي كه در قاطع نبود آن دخالتى در مأمورٌبه ندارد ؛ بلكه وجود آن ، جزء